مشکل‌ترین مبارزه‌ها مبارزه با نفاق است که مبارزه با زیرک‌هایی است که احمق‌ها را وسیله قرار می‌دهند. این پیکار، از پیکار با کفر به مراتب مشکل‌تر است. زیرا در جنگ با کفر، مبارزه با یک جریان مکشوف و ظاهر و بی‌پرده است و اما مبارزه با نفاق، در حقیقت مبارزه با کفر مستور است.

باید توجه داشت که هر اندازه احمق زیاد باشد، بازار نفاق داغ‌تر است. مبارزه با احمق و حماقت، مبارزه با نفاق نیز هست؛ زیرا احمق ابزار دست منافق است. قهرا مبارزه با احمق و حماقت، خلع سلاح کردن منافق، و شمشیر از دست منافق گرفتن است.

باید ابتدا با سپرها مبارزه کرد و آنها را از بین برد، تا سد راه برطرف گردد و بتوان بر قلب دشمن حمله برد.
در طول تاریخ اسلام می‌بینیم هروقت مُصلحی به خاطر مردم و اصلاح وضع اجتماعی و دینی آنان قیام کرده است و منافع سودجویان و بیدادگران به مخاطره افتاده است، آنها بلافاصله لباس قدس پوشیده‌اند و به تقوا و دین تظاهر کرده‌اند.

وای به حال جامعه‌ی مسلمین، از آن وقت که گروهی خشکه‌مقدسِ یک‌دنده‌ی جاهلِ بی‌خبر، پا را به یک کفش کنند و به جان این و آن بیفتند. چه قدرتی می‌تواند در مقابل این مارهای افسون‌ناپذیر ایستادگی کند؟ کدام دست است که بخواهد برای فرودآوردن شمشیر بر فرق اینها بالا برود و نلرزد؟

این است که  علی می‌گوید «چشم این فتنه را من درآوردم. غیر از من احدی جرئت بر چنین اقدامی نداشت، پس از آنکه موج دریای تاریکی و شبهه‌ناکیِ آن بالا گرفته بود و هاری آن فزونی یافته بود.»

داستان خوارج این حقیقت را به ما می‌آموزد که در هر نهضتی اول باید سپرها را نابود کرد و با حماقت‌ها جنگید، همچنان که علی پس از جریان تحکیم، اول به خوارج پرداخت و سپس خواست تا باز به سراغ معاویه برود.

آنچه خوانده‌اید عباراتی بود از کتاب «جاذبه و دافعه علی» اثر شهید مرتضی مطهری؛ برای مطالعه این کتاب کم‌حجم و ارزشمند حتما وقت بگذارید،البته اگر نخوانده‌اید.

منبع : برای اندیشه |نسخه اورجینال علی
برچسب ها : مبارزه ,احمق ,نفاق