حتما شما هم با کتاب‌ها، مطالب یا فیلم‌هایی که با عناوین انگیزشی، موفقیت و یا مدیریت ذهن منتشر می‌شوند برخورد داشته‌اید. اینکه چگونه از کمترین زمان و امکانات ممکن، بیشترین بهره را ببریم؛ چگونه رابطه‌مان را با دوستان و خانواده و دیگران تنظیم و مدیریت کنیم؛ چگونه پله‌های ترقی را بدون استرس طی کنیم؛ راه‌های ترک عادت‌های بدمان را پیدا کنیم؛ از شکست‌ها درس بگیریم و موانع پیش روی‌مان را یکی‌یکی برداریم؛ اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم و از نرسیدن به هدف وحشت نداشته باشیم و...

من اما معتقدم این قبیل مطالب برای بخشی از جامعه‌ی امروز، پیش پا افتاده و بدیهی است. یعنی این قشر نه تنها نیازی به چنین سخنانی ندارند، بلکه نویسندگان و سخنرانانِ انگیزشی و موفقیت و ... باید ماه‌ها و سال‌ها پای درس آنها شاگردی کنند. کارگران را می‌گویم. همان قشر همیشه زیر خط فقر..!

چرا؟ چون تنها این گروه‌اند که می‌دانند چگونه باید با حقوق ماهانه (مثلا) یک میلیون و چهارصد هزار تومان هم از پس خورد و خوراک خانواده برآیند، هم پس‌انداز کنند، هم خرج تحصیل فرزندشان را بدهند، هم به دوا و دکتر برسند، هم اجاره خانه بدهند و هم کلی چیزهای دیگر! اگر اسم این کار مدیریت عالمانه، بهینه و هوشمندانه‌ی اقتصاد نیست، پس نامش چیست؟

تنها این گروه‌اند که وقتی در محل کار با خرده فرمایشات مافوق‌شان و لحن آمرانه و بعضا غیر انسانی او مواجه می‌شوند، می‌توانند ذهن خسته‌ی مشغولِ متمرکز بر بدهی و قسط و اجاره خانه و حقوق معوقه و گرفتاری‌ها را مدیریت کنند و نزنند زیر گوش آن مدیرِ بی‌منطق که هر روز و هر لحظه کارگران را استثمار می‌کند و مثل آب خوردن حق و حقوق‌شان را بالا می‌کشد.

چه اعتماد به نفسی از این بالاتر که وقتی پدری این‌چنینی همراه زن و بچه‌اش وارد مغازه می‌شود و می‌بیند آنچه را که فرزندش می‌خواهد گران‌تر از رقمی است که فکرش را می‌کرده، اما محترمانه جلوی سایر مشتری‌ها از مغازه‌دار تشکر می‌کند و برمی‌گردد.

چقدر باید فن بیان این افراد خوب باشد که وقتی وارد یک محیط بانکی، اداری یا قضایی می‌شوند، طوری با مقام مربوطه صحبت کنند که کار اینها را نیز مانند سایر ارباب رجوع متمول و ذی‌نفوذ راه بیندازند...

به جرئت می‌گویم که تکرار مطالب انگیزشی و مدیریت ذهن برای چنین افرادی، خاله‌بازی است و بسیار قلقلک‌دهنده. قورباغه که هیچ، اینها بزرگ‌ترین گرفتاری‌های زندگی را قورت داده‌اند؛ پنیر که نه، دنبال آن‌اند که چه کسانی حق و حقوق‌شان را هاپولی کرده‌اند!

منبع : برای اندیشه |انگیزه، مدیریت ذهن و خاله‌بازی فقرا
برچسب ها : مدیریت ,کنیم؛ ,مطالب ,اجاره خانه