اوضاع به‌گونه‌ای شده که همه‌ی گروه‌های سیاسی از شرایط کنونی کشور ناراضی‌اند. حتی کارگزارانی‌ها و اصلاح‌طلبان و مشارکتی‌ها نیز که با تکرار و شانتاژ برای روحانی رأی جمع می‌کردند، از این وضعیت ناراضی‌اند. اصولگرایان مدت‌هاست در موضع انتقادی نسبت به قوای مجریه و مقننه قرار گرفته‌اند؛ احمدی‌نژاد و همکارانش رادیکال‌ترین موضع را در قبال شرایط کنونی کشور اتخاذ کرده‌اند و طرفدارانش حسرت روزهایی را می‌خورند که در معامله بر سر برجام از دست رفت.

به وضوح مشخص است که رهبری ناراضی‌اند؛ نمایندگان و منصوبان ایشان ناراضی‌اند؛ گروه‌های سیاسی با عقاید و نظرات مختلف، ناراضی‌اند؛ چهره‌های مختلف سیاسی از جناح‌ها و جبهه‌های گوناگون ناراضی‌اند؛ نارضایتی قریب به اتفاق مردم از شرایط کنونی کشور نیز نیازمند توضیح نیست؛ اصناف و بازاریان و صنعتگران و فرهنگیان و بازرگانان و کارگران و صاحبان مشاغل آزاد عمدتا ناراضی‌اند؛ حتی خود مقامات دولتی نیز از محقق نشدن وعده‌های انتخاباتی و برجامی ناراحت و ناراضی‌اند...

و دود همه این نارضایتی‌ها فقط و فقط به چشم مردم می‌رود؛ مردم؛ این تنها بهانه‌ی اصحاب قدرت برای دعوا و بقا!

حامیان دیروز دولت، مقصر اصلی را حاکمیت و دلواپسان و ترامپ و تندروهای داخلی می‌دانند؛ اصولگرایان، یعنی بازندگانِ سه‌گانه‌ی 92-94-96، دولت و مجلس و مردم را مقصر می‌دانند؛ بهاری‌ها، یعنی حذف‌شدگانِ دوگانه‌ی 92-96، حاکمیت و ساختارهای غلط آن را موجب رسیدن قطار جمهوری اسلامی به پرتگاه 98 می‌دانند.

در چنین شرایطی چه باید کرد؟

منبع : برای اندیشه |چه باید کرد؟
برچسب ها : ناراضی‌اند؛ ,مردم ,ناراضی‌اند ,کشور ,شرایط ,کنونی ,کنونی کشور ,شرایط کنونی ,باید کرد؟ ,گروه‌های سیاسی